|
سیاست سرکوب ملت بلوچ را محکوم می کنیم
شنبه، 4 فروردین ماه 1386 برابر با 2007-03-24
جمهوری اسلامی سالیان سال است حقوق ملیتهای
ایران را به رسمیت نمی شناسد. سالیان سال است که ملت بلوچستان، ترکمن صحرا،
آذربایجان، خوزستان و... شاهد ظلم و تبعیض حکومت جمهوری اسلامی هستند. سالیان
سال است که فعالان سیاسی و اجتماعی بلوچ و ترکمن و عرب و... تحت فشار حکومت
جمهوری اسلامی به سر می برند.
جمهوری اسلامی از آغاز استقرار تا کنون به نبرد با ملیتها برخاسته است. فقر و
عقب ماندگی اقتصادی در نقاط مرزی ایران بیداد می کند. حقوق اقلیتهای ایرانی به
رسمیت شناخته نمی شود و هرگونه فریاد آزادیخواهانه اقلیتها به شدت و با گلوله
داغ پاسخ داده می شود.
آنچه که امروزه در بلوچستان شاهد آن هستیم نتیجه تبعیض ظالمانه حکومت جمهوری
اسلامی بر علیه ملت بلوچ است. تبعیض ظالمانه ای که نه تنها در بلوچستان بلکه در
جای جای نقاط ایران شاهد آن هستیم. تا زمانی که ملیتها و اقوام ایرانی به حقوق
انسانی خود دست پیدا نکنند و تا زمانی که حقوق آنها توسط رژیم به رسمیت شناخته
نشود مبارزه آنها ادامه خواهد یافت.
تا زمانی که انسانها به خاطر تعلق به نژاد، زبان یا مذهب خاص تقسیم بندی شوند و
حقوق آنها پایمال شود، نمی توان صحبت از وحدت ملی نمود. تا زمانی که ترکمنها،
بلوچها، ترکهای آذری، عربها و دیگر ملیتها در ایران به عنوان غیر خودی و شهروند
درجه دوم شناخته شوند چگونه می توان از عدالت سخن گفت؟
آنچه که امروزه در بلوچستان شاهد آن هستیم نقض آشکار حقوق بشر است. فقر اقتصادی
بلوچستان ریشه در تفکر افراطی حاکمان جمهوری اسلامی در تقسیم بندی خودی و غیر
خودی دارد. جرم بلوچها آنست که می خواهند اعتقادات خود را حفظ کنند. آنها می
خواهند زبان، مذهب و عقیده خود را حفظ کنند. آیا حفظ اعتقادات، در تعریف جمهوری
اسلامی جرم است که خواسته آنها با برخورد نظامی پاسخ داده می شود؟
چرا باید بلوچستان و سایر مناطق همچون ترکمن صحرا، خوزستان و.... در فقر
اقتصادی به سر ببرند و چرا هیچ گونه سرمایه گذاری اقتصادی در آن مناطق انجام
نمی گیرد؟
سالهاست که مردم بلوچ خواستار حقوق قانونی و شهروندی خود هستند. آنها آزادی
مذهبی و نژادی می خواهند و وقتی نتوانند به حقوق خود برسند تمام راهها را
امتحان خواهند کرد. آنها اکنون به جرم اهل سنت بودن و به جرم بلوچ بودن از سوی
رژیم جمهوری اسلامی ایران تحت ستم و تحقیر واقع می شوند.
موج بی سابقه اعدام و کشتار روحانیان و فعالان بلوچ از سوی جمهوری اسلامی در
بیست و هفت سال گذشته، عدم توجه به اقتصاد بلوچستان و عدم آزادی مذهبی و زبانی
باعث شده است تا ملت بلوچ به مبارزه خود علیه رژیم جمهوری اسلامی ادامه دهد.
مبارزه با نظامیان سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، پاسخی است به موج قتل رهبران
مذهبی و فعالان ملت بلوچستان.
اعدام یکی از مردم عادی بلوچ بعد از انفجار اتوبوس سپاه در زاهدان، آنهم بدون
محاکمه عادلانه و به فاصله چند روز از وقوع حادثه انفجار، از عمق تنفر رژیم
جمهوری اسلامی از ملت بلوچ حکایت دارد.
جمهوری اسلامی باید بداند تا زمانی که به ظلم و تبعیض ادامه دهد مبارزات ملت
ایران ادامه خواهد داشت. مردم ایران فارغ از تعلق به مذهب و نژاد خاص باید
آزادی مذهبی و زبانی داشته باشند و اگر غیر از این باشد، مبارزه ملت ادامه
خواهد داشت.
سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا ضمن حمایت از ملت بلوچستان، ادامه سیاست سرکوب ملت
بلوچ را قویا محکوم می کند و خواستار رفع کامل تبعیض نژادی، مذهبی و زبانی در
ایران است.
سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن
صحرا آزادلیق قوراماسی
TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY
TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اقدام عاجل بدفاع از ۷۰۰ زندانی بلوچ درمعرض اعدام قریبالوقوع
توسط رژیم
پنجـشـنبه ۲ فروردين
۱٣٨۶ - March 22, 2007
رژیم
ضدانسانی جمهوری اسلامی ایران به جنگی نابرابر با ملت بلوچ در بلوچستان دست زده
و فجایع زیادی را ببار آورده است. در سال گذشته بلوچستان شاهد شقاوت و تعدی بی
حصری از دست رژیم جنایتکار بود. رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی ایران در بلوچستان
اعدام و کشتار، دستگیری و زندان توام با شکنجه مردم بیگناه و تحت ستم بلوچ را
بمیزان وحشتناکی رسانده که سبب تنفر عمیق و روزافزون مردم نسبت به رژیم شده است.
شهریاری نماینده مزدور رژیم در مجلس در مصاحبهاش با هفته نامه عیاران خبر از
اعدام بیش از هفتصد نفر را داد. وی حتی گفت که دیوان عالی کشور نیز احکام اعدام
این افراد را تایید کرده است. رژیم در تلاش است تا با هرچه گسترده کردن اعدامها
و با اجرای درآوردن آنها در ملاء عام مبارزات برحق در بلوچستان را با توسل به
خشونت و بطریق نظامی سرکوب نماید. از اینکه شهریاری ضدانسان و نکونام جلاد در
ایجاد جو ترور و ترس در بلوچستان از هیچ کوششی دریغ نمیورزند، نباید بهت زده شد
زیرا آنها مجریان و بخشی از سیاستگذاری نظام منفور و ضدبشری جمهوری اسلامی
هستند.
سیاستهای ضدبشری رژیم در بلوچستان از نوع نگاه دگم مذهبی مستبد نظام و نیز از
بنیانهای غیردمکراتیکش نشاءت میگیرند. رژیم جمهوری اسلامی ایران از همان روزهای
اول انقلاب به مقابله بر خواستهای مردم بلوچستان پرداخت. زمانیکه رژیم روزهای
سختی را در اوایل انقلاب در پیش داشت رهبران مذهبی بلوچستان را با مکر و حیله
به صبر و بردباری و نیز کمک فراخواند. خمینی رهبر تزویرگرایان در برابر
خواستهای دمکراتیک مولوی عبدالعزیز ملازهی که برجستهترین رهبر مذهبی- سیاسی در
بلوچستان بود، هیچگونه پاسخ مناسب و مثبت نداد و بررسی و تصمیم نهایی به
خواستهای مردم بلوچ را با دادن وعدههایی که هرگز نیت برآوردنشان را نداشت به
آینده موکول کرد. مردم بلوچستان از همان آغاز به نیت رهبران نظام و اساساً به
بنیانهایش با تردید نگاه میکردند. در انتخابات خبرگان پیش شرط شرکت در نظام و
آن انتخابات بر حذف حتمی ماده بسیار مهم مذهب شِـعه اثنی عشری بعنوان تنها مذهب
رسمی در ایران که از بنیاد نه تنها تبعیضگرایا بلکه بس تفرقهاندازهم است از
سوی مردم بلوچستان بود. بلوچها بدرستی بر نیات سیاستگذاران رژیم و در راس آنها
خمینی شک داشتند و برایشان جای تردید بوده است که یک رژیم ایدئولوژیکی متعصب
ظرفیت پذیرش خواستهای دمکراتیک دیگران را داشته باشد. عدم وجود ثبات سیاسی در
بلوچستان و عدم مقبولیت رژیم در نزد مردم بلوچ موید حقیقت فوق میباشد.
شکست سیاستهای رژیم و ناکامی حاکمیت رژیم در بلوچستان که در نتیجه سیاستهای
تبعیضگرایانه و ناعادلانه شان در بلوچستان میباشد به آن حد رسیده است که رژیم
برای مرعوب کردن بلوچستان زندانهایش را پر از مبارزین بلوچ کرده و دیوانهوار
آنها را با بیرحمی به پای دار و اعدام میبرد. رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی ایران
هم اکنون بیش از ۷۰۰ نفر بلوچ بیگناه و مبارز را در زندان دارد و دیوان عالی
کشور رژیم حکمهای اعدامشان را که آخوند ضد انسان صادر کرده است بیدرنگ مورد
تایید قرار داده است. از اینکه حکم اعدام به این ابعاد توسط مزدورش شهریاری
اعلام میشود سیاستی بغایط بسیار پایهای برای بقای رژیم سنجیده شده و در خدمت
نظام تلقی میشود. بیم اعدام گسترده و قریبالوقوع این افراد جدی است زیرا رژیم
ناتوان است تا در بین مردم جایی داشته باشد که البته ریشه در سیاستهای ضدبلوچی
و بنیانهای فکری نظام دارد. مبارزین جنبش ملی در بلوچستان برای تحقق حقوق
دمکراتیک شان مبارزات گستردهای را بر علیه نظام آغاز کردهاند که با استقبال و
حمایت گسترده ملت بلوچ همراه است. رژیم بیرحم جمهوری اسلامی ایران میخواهد با
به اجرای درآوردن اعدامهای گسترده بلوچها باصطلاح درس عبرتی به مردم بلوچستان
بدهد تا نوعی حاکمیت- گرچه بسیار نامشروع در آنجا برپا کند.
رژیم هرگز در پی آن نیست تا مشکلات مردم را حل کند از اینرو از تجربه نمیآموزد.
تجربه جوامع بشری به ما انسانها میآموزد که برای پرداختن به مسایل اجتماعی و
خواستهای دمکراتیک مردم سیاست توسل به زور آن سیاست شکست خوردهای است که بجای
کارآیی نتیجهای معکوس دارد و راه تعامل و همزیستی مسالمتآمیز را دشوار و در
شرایطی از بین خواهد برد- مثـل شرایط فعلی در بلوچستان. رژیم باید بداند که
اعدام هر یک از این انسانهای بیگناه و مبارز نتایج بسیار ناگوار ببار خواهد
آورد و نیروهای سرکوبگرش را بیش از پیش مورد تنفر و حملات از سوی مردم بلوچ و
مبارزین قرار خواهد داد.
سیاست سرکوب و اعدام شدیداً محکوم است و ما بعنوان نیروی سیاسی بلوچستان از هیچ
کوششی دریغ نخواهیم ورزید تا بدفاع جانانه از مردم تحت ستم بلوچ و مبارزات
برحقشان بپردازیم. بلوچستانءِ راجی زرمبش(جنبش ملی بلوچستان-ایران) وظیفه مبرم
خود میداند تا بدفاع کامل از این مبارزان و بیگناهان بلوچ بپردازد و تمامی تلاش
خود را در رهایی بیقید و شرط آنها بکار ببندد. ما ازینرو خواهان همکاری موکد
نیروهای مبارز و دمکراتیک بلوچستان و نیز جریانات دمکراتیک ایران در دفاع از
حقوق انسانی این۷۰۰ بیگناه و رفع خطر اعدامشان هستیم.
ما از همه این نیروها و جریانات مصرانه میخواهیم تا صدای اعتراضشان را بلند
کنند و به دفاع از آنها و به مخالفت آشکار با اجرای قریبالوقوع حکم ناعادلانه
اعدامشان بپردازند تا به وظیفه انسانی و مسئولانهشان را عمل کرده باشند. ما
همجنین از جوامع و سازمانهای بشردوست بین المللی میخواهیم تا در دفاع از این
انسانهای بیگناه بلوچ ما ملت تحت ستم بلوچ را یاری رسانند و مانع از اجرای این
اعدامها توسط رژیم شوند.
بلوچستانءِ راجی زرمبش (جنبش ملی بلوچستان-ایران)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کاریکاتور لعنت آمیز
و پر از حقد و کینه نسبت به عمر ابن الخطاب
چهارشنبه، 8 فروردین ماه 1386 برابر با 2007-03-28
بسم
الله الرحمن الرحیم
کاریکاتور
لعنت آمیز و پر از حقد و کینه نسبت به عمر ابن الخطاب
هـدف نظـام
ولایت مطلقـۀ خمینی از این همه اسلام ستیزی و این اندازه خصـومت و عــداوت با
اسـلام و مسلمین چیست؟!
چرا در نظام ولایت مطلقه، لعنت و نفرین صحابه و خلفای راشده و هتک حرمت حرم
محمد
(ص) و زیر سؤال بردن رسالت
رسول اسلام و حتی طرح و اشاعۀ تحریف قرآن و علم کردن افسانۀ مصحف فاطمه به اوج
خود رسیده است؟!! و یا چرا نظام ولایت مطلقـه به عـرب ستیزی دامن می زند و عـرب
ستیزی در ایــران ولایت مطلقـه وجهـۀ جنون آمیـز به خـود گـرفته است؟!! آیا
این نظام میخواهد از این طریق، جهال کینه توز صفوی را دور خود جمع کند؟! آیا
میخـواهد نژاد
پرستان شاهنشاهی را مجذوب
خود نماید؟! یا اینکــه میخــواهد به آمریکا و
غرب بگوید که ما نه
تنها جزو امت اسلام و
عامۀ مسلمین نیستیم، بلکه
دشمن آنها هستیم، و آمریکا و غرب میتوانند مثل صفویه روی ما حساب کنند؟! در
میان این مسائل، آنچه از همه و
اضحتر بنظر میرسد
اینست که:
اگر
نظام ولایت مطلقۀ خمینی به امید زد و بند با غرب و همکاری با آن (روی حساب
مسلمین) نبود، نمی توانست اینهمه از مسلمین و مردم ایران بی نیاز باشد و مثلا
به دشمنی با مسلمین و سلطه گری بر مردم ایران تظاهر نمیکرد!، و همانطور که روی
دول غربی حساب می کند، روی آنها نیز حساب باز میکرد. البته دول استعمارگر غربی
و آمریکا نیز که مشتاق تضــاد و تنــازع در جهان اسلام و برقراری
«توازن جنگی بین شیعه و سنی» هستند، پیام
نظام ولایت مطلقه را به نحو احسن دریافت میکنند، ولی با وجود این، فقط تا آنجا
که نظام ولایت مطلقه زیاد خطرناک نشود و در مهارغربی باقی بماند، آن را نگـه می
دارند، و تصـور نمی رود که اســلام ستیزی نظــام ولایت مطلقه، دول استعماری
غــرب را از ماهیت این نظام استبدادی و امپراتور منش غافل گرداند. اما اینکه
بالاخــره دول غــربی بین «خطر و خنجر بودن»
نظام ولایت مطلقه به کدام طرف میل میکنند،
این وابسته به منافع
غرب و کاربرد نظام ولایت مطلقه جهت مقابله با مسلمین (در
داخل و خارج ایران
)، و درهمان حال، میزان خطر این نظام برای دول غربی است. البته پدیدۀ جدیدی این
وضع را پیچیده تر کرده است، و
آن پدیده عبارت از
موضع خصمانۀ دولتها و شعوب عربی و کلا ملل اسلامی نسبت به نظام ولایت مطلقه
است، پدیده ای که از عرب ستیزی و اسلام ستیزی و خیانتکاری نظام ولایت مطلقه
نشأت گرفته است، تا جاییکه این مسئله حتی استعمارگران غربی را هم دچار سردرگمی
کرده است، بنحوی که آنها (لا اقل برای حمایت از حکام عربی وابسته) ناچارند که
در قبال نظام ولایت مطلقه موضع روشنی اتخاذ نمایند.
برای
ثبوت وجود همۀ اینها شاید هیچ چیزی به اندازۀ زیارتگاه و مقدس کردن
«قبر افسانه ای فیروز ابولؤلؤ - قاتل عمر
ابن الخطاب»
که
درکاشان و درسایۀ نظام ولایت مطلقه زیارتگاه مشترک اسلام ستیزان شده، و
همچنین
«مراسم رفع القلم - اباحۀ گناه و فسق و فساد =
عمرکُشان» که هر ساله از ۹ ربیع
الاول تا ۱۱ ربیع الاول و تحت حاکمیت نظام
ولایت مطلقه برگزار می شود (۱۲ربیــع الاول
نیز هفتۀ وحدت است؟؟!!)، خصمــانه و اســلام ستیزانه نباشد. بدین خاطـر بجای
هرسندی، فحش نامه ای بسیار سخیف و
عقده ای، زیر نام
مجلس تنجیس (نجس سازی)، که همراه با کاریکاتوری از عمر ابن خطاب منتشر شده و
آخرین حقد و عداوت ساسانی و صفوی و نظام ولایت مطلقه در آن منعکس شده است، و
الحق روح و وجدان هر مسلمان و هر انسان صاحب ضمیری را جریحه دار و شعله ور
میسازد، به عرض عمـوم می رسانیم، سندی که به انـدازۀ کـافی گـویا و صریح است و
مـا را از تفصیلات و دلایل دیگـر بی نیاز میکند. بنابراین، عـداوت نامۀ زیر را
مشاهده کنید و نوشته های روی آن را بخوانید، و بعد فکر نمایید که چرا
نظام ولایت مطلقۀ
خمینی چنین میکند و چرا از عکس العمل مسلمین ایران و مسلمین جهان اینقدر بیباک
است؟؟!!!
سازمــان موحـــدین آزادیخـــواه ایـــران
۹ ربیع الاول
۱۴۲۸- ۷ فروردین ۱۳۸۶

متن
این فحش نامۀ کینه توزانه، جهت خوانایی بیشتر، مجددا و ذیلا ارائه میشود:
در گـوشۀ
این فحش نامـۀ حقـد آمیز ، عكسی شبیـه شیاطین یا اجنـه درج شـده است، و دركنارۀ
پشت آن نوشته شده است:
«این عكس، نَمی از اقیانوس سیرت عمر است».
مراسم
تنجیس
با نهایت
سرور و فرح، نهم ربیعالاول، روز به درك واصل شدن شیخ النسناس، ابو الوسواس،
شهد فراعنه، ملك الشیاطین، رئیس غاصبین حق، پستترین خلق، بزرگ كشور جهالت،
مركز دایره حماقت، میوه درخت شقاوت، پیشوای راندهشدگان، مقتدای دور
شدگان، سركرده گردنكشان، رذلترین سرپیچان، اول و آخر شر، حمار ابن حمار
........
عمر ابن؟
را به اطلاع كلیـه مُبغضین آن ملعـون می رسانیـم
( لازم به
ذکـر است که منظور از
«عمـر ابن؟»
یعنی عمـر حـرام زاده و پـدر مجهـول! واین کینه پرستان حتی حاضر نیستند به او
عمر ابن خطاب بگویند؟؟!! )
به همین
مناسبت فرخنده، در جمیع عوالم بالا و پایین، مجالس وجد و نشاط و شادی برپاست.
لذا مجالس پیر
مردانه، پیر
زنانه، مردانه، زنانه، پسرانه، دخترانه، متوسطانه، بچگانه و همهسایز، از تاریخ
نهم الی یازدهم ربیعالاول مصادف با 19 الی 21 سال 1385 از ساعت 1 بامداد تا 12
شب، در اماكن ذیل (بیت العمر، بیت التخلیه، خلأ، مستراح، توالت، دستشویی، دست
بهآب، یك دری و WC)
برپا میباشد. خواهشمند است كسانی كه امراض معدوی یا نفخ معده، دل پیچك، اسهال
و سردل دارند، با حضور در این اماكن مذكور، موجبات راحتی خود را فراهم كرده و
روح آن مرحوم مبغوض مفعول را قرین باد خویش نمایند.
در زد
وسیله رفت و برگشت (دمپایی) درب اماكن آماده می باشد.
فامیل
های تركون: پدربزرگ و پدر و دایی - خطاب، مادربزرگ و مادر و عمه
– صهاک
ابیبكر،
عثمان، معاویه، یزید، عایشه، ام الحكم، ام الفضل، ابوجهل، ابولهب، ابو سفیان،
هند
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
فرمانده عبدالمالک بلوچ مهمان
برنامه میزگردی با شما در صدای آمریکا
شنبه، 11 فروردین ماه 1386 برابر
با 2007-03-31
www.jonbeshmardom.blogspot.com
به نام خدا
جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که
فرمانده عبدالمالک بلوچ رهبری جنبش مقاومت مردمی یکشنبه ساعت 9 شب 12 فروردین
1386 مهمان برنامه میزگردی با شما در صدای آمریکا هستند.
هموطنان می توانند این برنامه را بر روی کانال ماهواره ای صدای آمریکا و نیز از
طریق شبکه اینترنت با مراجعه به سایت صدای آمریکا بطور مستقیم ببینند .
روابط عمومی جنبش مقاومت مردمی ایران
جنبش مقاومت مردمی ایران
(جندالله سابق)
People's Resistance Movement of Iran
(Former Jondollah of Iran)
|