|
ننگتان
با د
سه شنبه، 24 بهمن ماه
1385 برابر با 2007-02-13
اى اجنبى که اشغال کرده اى خاک
وطن٬ تا چه حد ظلم به زمينم به زمانم به زبانم٬ که ندانم به کجايم٬ از چه نالم
٬از چه گويم٬ به که گويم٬ چه شدم من٬ و چرا شھرو ديارم شده يک سر به بر مام وطن
خون ?
فرصت ناله ندارم ٬ فکر و ذکرم ميھن من٬ ميھن کوچ و بلوچم ٬شده زخمى پيکر مام٬
مام من٬ مام برادر٬يک طرف از ظلم جنرال٬ ديگرش قھر گجرھاست٬ ھر زمان نالم بدردى٬
دردھا بيشتر شود باز.٬
اى منجى دنياى دروغين تو نديدى که برادربه چه حال است ?جنرال وجفنگش ھمه از رزم
برادرشده وحشى٬ رحم به اون بچه شير خوار ندارد ٬ تو کجايى که نبينى اين ھمه
ظلمت شده بر سر.?
اى به خون خفته مادر وطنم٬ برخيز و دوباره خيزى بزنيم ٬ خيزبه آن ظلمت بسيار
گجر ھم به آن جنرال بى اصل و نسب .
ننگ و نفرينم بر او باد٬ که محبت را ربود و کاشت کينه در دل ما٬ به او که جبر و
قانونش نموده شرمسارم٬ ھر آنکس ميکُشد طفل برادر و ندارد رحم به دشتم٬ به کوھم
به رسمم٬ به راھم و به گلھاى ھميشه در سرايم ٬ ننگتان باد ننگتان باد .
کوران دامنى 10 -2 -07
منجى = سازمان ملل
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
رژیم و
ضعف در برابر جنبشهای مردمی
سه شنبه، 24 بهمن ماه
1385 برابر با 2007-02-13
عملیاتهای موفقیت آمیز جنبش
مقاومت در نقاط مختلف بلوچستان و بالخصوص عملیاتهای اخیر در حساسترین نقاط
امنیتی و مونیتور شده در شهر میلیتاریزه زاهدان حاکی از آن است که نه تنها
سیستم امنیتی رژیم نا کار آمد و ضعیف است بلکه تمامی خط و نشان کشیدنهایشان فقط
جهت ایجاد رعب و وحشت در جامعه به منظور جلوگیری از اعتراضات و شورشهای مردمی
می باشد .
رژیم که با انواع خیمه
شبازیهایش قصد کمرنگ جلوه دادن مبارزات مردمی و نارضایتیهای اجتماعی را دارد
اکنون خود را در برابر قدرت اراده ، ایمان و آزادیخواهی فرزندان دلاور بلوچستان
زبون و خوار یافته است و دلاوران نیز با گسترش میدان مبارزه علیه ظلم و جور
آخوندی از بلوچستان به سایر نقاط ایران و سهیم شدن مردم سایر نقاط حلقه خفت و
خواری را بر گردن این حاکمان فاشیست آخوند بیش از پیش تنگ خواهند نمود .
از طرفی دیگر رژیم آخوندی حاکم بر ایران با دخالت مستقیم و ایجاد تنش در
کشورهای همسایه نظیر افغانستان ، پاکستان ، کشورهای حاشیه خلیج فارس و لبنان و
نیز در تلاش برای دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی و اتمی در معادلات بین المللی
دچار ناکامی و انزوای روز افزون و در معادلات داخلی نیز وضع و حال رژیم
آخوندهای شیطانی چندان بهتر از وضعیت بین المللی آن نیست .
جنایت و فساد روز افزون رژیم
در اقصی نقاط ایران از بلوچستان گرفته تا احواز و از آذربایجان و کردستان گرفته
تا خراسان و به تنگ آمدن مردم از جور و تحجر آخوندی بر سیل غیر قابل کنترل
اعتراضات و خواست و رونق جنبشهای مدنی و مردمی در براندازی رژیم آخوندی سیری
صعودی داده و این درماندگیهای داخلی و ناکامیهای خارجی ، رژیم را در وحشتی
مالیخولیایی فرو برده است و با توجه به این وضعیت بی ثبات و متزلزل امنیتی رژیم
ایران ، در این مقطع هر گونه حرکت اعتراضی چه از ناحیه نیروهای جنبش مقاومت و
چه از جانب نیروهای اپوزیسیون و مردم ضربه ای مهلک خواهد بود بر پیکر پوسیده
رژیم آخوندی ایران و در صورت هماهنگی این ضربات بر رژیم از جانب اپوزیسیون رژیم
قادر نخواهد بود که کنترلی بر اوضاع داشته باشد و باعث فروپاشی و متلاشی شدن آن
می گردد و گواه این مدعا خود حملات موفقیت آمیز دلاوران جنبش مقاومت مردمی و
همراهی مردم در بلوچستان با آن است که علیرغم تمام تمهیدات و ضریب به اصطلاح
بالای امنیتی در پادگان بلوچستان فرزندان غیور و دلاور این خطه به راحتی
بالاترین مقامهای جنایتکار امنیتی و سرکوبگر را دستگیر و به مجازات اعمال
ننگینشان می رسانندتب حدی که کنترل اوضاع برای رژیم در این منطقه مقدور نیست .
لذا نیروهای اپوزیسیون باید
وقت را مغتنم شمرده و بدور از هرگونه اختلافات کلیشه ای گامهای موثرتری جهت
وسعت مبارزات مردمی برای براندازی رژیم ضعیف آخوندی بردارند.
باشد که شاهد برقراری نظامی دموکراتیک و مردم سالار و عاری از هرگونه تبعیض و
نابرابری ملی و مذهبی در ایران باشیم .
فرزند بلوچستان
احمد بلوچ
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شهریاری
دکتر دیروز و آشپز امروز
چهارشنبه، 25 بهمن
ماه 1385 برابر با 2007-02-14
delavar32.blogfa.com
آقای شهریاری نماینده رژیم
آخوندها از زاهدان در مجلس آخوندی انگاری که امروز عقل از سر نامبارکشان به
ناکجا آباد رخصت کرده است . این آقای شهریاری طوری حرف میزند که انگار نه انگار
هفته ای چند بار به محضر منقل اربابش مشرف می شود . باید به این آقا گفت مردم
بلوچ از وقتی که اربابانتان شما موجودات متعصب را در راس امور گذاشته اند با
این واژه امنیت نا آشنایند .
این آقا تهدید می کند که مردم خود امنیت برقرار کنند ، باید به این حضرت عالی
گفت واقعا که دکتر شدن چه آسان ولی آدم شدن چه ...آقای شهریاری این اوضاع و
احوال را که می بینی شما و اربانتان مسبب آنید و اربابانتان از همان روزی در
اشتباه بوده اند و هستند که کنترل امور را به شما متعصبان و فاشیستها سپردند .
این آقا باز میخواهد به نوعی رهبر جانش را تبرئه کند. مگر نه اینکه این نیروهای
سرکوبگر و وحشی را همان رهبر جانش به منطقه گسیل داشته است . آقا جان طوری حرف
میزنی که رهبر جانت در کره ای دیگر به سر می برند و از هیچ چیز خبر ندارند .
مگر نه اینکه شما این خلخالی امروزی آخوند نکونام را به منطقه آوردید. مگر نه
اینکه هر شب و روز چند نفر از مردم بلوچ را شما در زندان دار می زنید و فکر می
کنید کسی خبر ندارد . مگر نه اینکه شما دارید تصفیه قومی میکنید . مگر نه اینکه
شما در راس امور نسل کشی قرار دارید.
شما فکر می کنید همه مثل خودتانند و حالیشان نیست که این آقای دهمرده نیز مانند
مترسکی به دست خود شماست . در یک کلام آقای شهریاری شما آشپز خوبی نیستید چون
این آشی است که خودتان پخته اید و فراموش نکنید قدرت مردم را . این بار قبل از
هر آشپزی دیگری اول برای همان کسانی که شما سنگشان را به سینه می زنید
بیمارستانی دست و پا کنید چون معلوم است آن آشی که شما در حال پختن آن هستید
مردم خودتان و اربابانتان را روده دل خواهد کرد و خدا رحم کند به آنها که شما
دکترشانید و آشپزباشیشان .
شهباز بلوچ از زاهدان
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آيــــا؟
جمعه، 27 بهمن
ماه 1385 برابر با 2007-02-16
آيا جنبش مقاومت مردمی ايران(جندالله) نيروئی وابسته به استکبارجهانی است؟
اصلاً
آيا جنبش مقاومت مردمی ايران(جندالله) ، نيروئی ارتجاعی است؟
خير
آيا جندالله ديدگاه تجزيه طلبی دارد؟
نه
آيا عبدالمالک ريگی وابسته به انگليس ـ آمريکاست؟
دروغ محض
آيا عاملين بمب گذاری اخيرزاهدان خارجی هستند؟
ابدا
آيا کسانی که دربلوچستان دست به اسلحه ميبرند، جيره خواران اسرائيل هستند؟
امکان ندارد
آيا کشورهای همسايه درمبارزات مسلحانه بلوچها دخالت دارند؟
غيرممکن
آيا بلوچهای مبارز مسلمان وسنی مذهبند؟
برشکاکش لعنت
آيا مردم بلوچ تحت ستم ملی ـ مذهبی قراردارند؟
صد درصد
آيا جوانان بلوچ دسته دسته توسط پاسداران ونيروهای انتظامی جنايتکاراعدام وکشته
ميشوند؟
آری
آيا بلوچها نقشی دراداره بلوچستان دارند؟
نه
آيا بلوچها دراداره جات دولتی استخدام ميشوند؟
به ندرت
آيا بلوچها ميتوانند به راحتی وارد دانشگاههای منطقه شوند؟
محال
آيا حکومت تهران مسئوليتی سازنده درقبال ملت بلوچ دارد؟
ببخشيد؟
آيا بلوچها ايرانی ميباشند؟
؟
آيا حق دادنی است؟
ممکن نيست
آيا ميتوان حق را به زورگرفت؟
کاملاً
آيا مبارزين بلوچ گروهی چند نفری هستند که رژيم اينگونه وانمود ميکند؟
نه
آيا ملت بلوچ ازاينگونه اقدامات حمايت ميکنند؟
مطمئناً
آيا جنبش مقاومت مردمی ايران(جندالله)، بخاطرکسب حقوق ملی ـ مذهبی مردم بلوچ
مبارزه ميکند؟
يقيناً
کريم بلوچ
جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۸۵
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مختصرى
دربارة عصيان مدنى
ياسين الاهوازى
یکشنبه، 29 بهمن ماه
1385 برابر با 2007 Sunday 18 February
پديده عصيان يا حركتهاى اعتراضى مدنى درجوامع بشرى به خصوص در طى 60 سال اخير
در ممالك عقب افتاده يا در حال رشد كه تحت تاثير رشد بورژوازى كمپرادور ¬(وابسته
) و يورش نيروى كار روستايى به شهرها جهت اشتقال و معيشت بهتر؛؛ خود به خود
وارد محيطى ميشوند كه از نظر فرهنگى وروابط اجتماعى تفاوت محسوسى باجامعه قبلى
انان در رؤستاها دارد ؛ كه به همراه رشد نيروى مولده (كارگران) در شهرها قشرى
به نام خرده بورژوازى پديد مي اورد.
اين نيرو كه ناشى و نتيجه رشد صنعتى و روابط حاكم بر جامعه است با نيروى از قبل
بوجود امده در روابط توليدى و بازار در شهرها ادغام شده و طى ساليان متمادى با
رشد متناقص ولى ممتد خود و با وجود بيمارى اجتماعى كه ناشى از كمبود دمكراسى و
به همراه ضعف جامعه مدنى در تلاتم با وقايع سياسى و اجتماعى كشور؛؛ از خود عكس
العمل مدنى نشان مىدهد . اين واكنش ها بر حسب غنى بودن جامعه از نظر رشد ساختار
دمكراتيك و جا افتادن مواضع دمكراسى؛ متفاوت است ؛ عصيان هاى مدنى از درجات و
خصوصيات ايد ئولوژيك مختلفى برخوردار هستند.
وجه مشخصه همه انان اعتراض در مقابل كمبودها و فشارهايى است كه حاكميت سياسى و
يا سيستم حاكم جهت حفظ اقتدار خود بر خلق ها وارد ميكند. عصيان هاى مدنى
در ايران به خاطر شكل وتنوع ملى و حدت سركوب هاى پليسى در مناطق مختلف چه
دردوران پهلوى ها و چه در دوران حاكميت مذهبى يك سان نيست ؛ به عنوان مثال در
هر دو دوره وضعيت سياسى تمام مملكت از نبود دمكراسى وغيبت حاكميت مردمى رنج
برده و مى برد ؛ وجه تشابه همه عصيان ها به خاطر حق كسب ازادى يكسان است؛ ولى
از انجايى كه در مناطق ملى جو پليسى خفقان اورترى در جريان است؛ و سركوب سياسى
همراه با سركوب اقتصادى و فرهنگى همراه است.. طبيعتا عصيانهاى مدنى از پيچدگى
خاصى برخوردار مي گردند؛ يعنى خواست هاى سياسى با خواست هاى فرهنگى وملى ادغام
مىشود.
به باور اينجانب عصيان هاى مدنى به چند شكل پديدار مى گردند؛ كه ماهيت انان در
مرحله اول مسالمت اميز است؛ كه عمده ترين انها به شرح زير مى باشد.
1 ـ عصيان هاى مذهبى؛ كه از شالوده ها و ايدئولوزى دينى جهت اعتراض و احقاق
حقوق شهروندى مايه حركت قرار مى گيرد.
2 ـ چپ يا چپگرائى؛ كه از ايدئولوژى متفكران ماركسيست لنينيست قرن 19 و 20
جهت حل معضلات سياسى؛ اقتصادى و تغيرات مورد استفاده قرار مى دهند.
3 ـ ملى ـ كه با تكيه بر هويت ملى و دمكراسى براى همه ملت هاى تحت ستم در مناطق
محروم ملى با جغرافياى خاص خود ؛ خواهان احقاق حقوق فرهنگى و سياسى ملتها است.
4 ـ ناسيوناليستى؛ كه از تجمع فكرى افراد با ابدئولوژى هايى است كه برترى نژا د
يا زبان و كشور را بر ديگرى تبليغ مى كند و در پى تحريك احساسات شوينيستى هستند.
انچه كه مربوط به روند اجتماعى در قبل از انقلاب 57 مى شد؛ به خاطر سركوب هر
نوع ساختار دمكراتيك و پليسى بودن روند حركت هاى اجتماعى و تحت كنترل بودن تمام
فعاليت هاى روزمره سياسى از طرف نظام بخصوص در حيطه قلم و روزنامه ؛ تكنوكراتها
و بوروكراتها ى مذهبى كه نمايندگان خرده بورزوازى بازار حساب مىشوند ؛ و از
ازادى نسبتا بهترى از ديگر اپوزيسيون برخوردار بودند ؛ خواست شعارهاى ازادمنشا
نه انان
ابعاد گسترده اى به خود گرفت و نهايتا به تقابل با رژيم سلطنتى كشانده شد ؛ و
از انجايى كه از پايگاه مردمى سود مى بردند جنبش دينى به يك حركت توده اى تبديل
شد ؛ و زمامداران و رجال دين سكان رهبرى را از دست قواى ملى و چپ خارج كردند.
در فرداى كودتاى رضا خان در 1299 و تا انقلاب 57 هر دو پهلوى ها يعنى پدر و پسر
با رجال دين كنار امده، ولى به سركوب و يا حذ ف ديگر مخالفين پرداختند. از 3
ستون قدرت يعني روحانيون، ارتشيان،و فئودالها ، رضا خان ازاديخواهان و پسرش هم
ازاديخواهان را سركوب كرد و هم قدرت زمينداران را مهار كرد، ولي قدرت و نفوذ
روحانيون دست نخورده باقي ماند.
اقشار ديگر اپوزيسيون كه معمولا نگاهى چپ گرايانه به قضايا داشتند و بر اثر خفه
بودن زندگى سياسى و اوج سركوب ها و عد م وجود تجارب كافى دمكراسى به عنوان يك
عادت اجتماعى ؛ نهايتا انان را به سوى عصيان مسلحانه كشاند و با تحت تاثير از
شرايط مبارزات مسلحانه ديگر كشورها و تقليد كوركورانه ؛ بدون توجه به رشد سياسى
و فرهنگى جامعه خود؛ در عصيان فردى خود دچار شكست شدند. اما قواى مذهبى كه
تقريبا دست نخورده باقى مانده بود و در كمين انتظار فرصت را مى كشيد ؛ نيرويى
كه با روحيات و تفكر عامى جامعه مرتبط بود و با افول خمينى با تمام نيرو به
ميدان امد و نيرويش رابه نمايش گذاشت.
نيروهاى مذهبى مخالف رژيم كه به سرعت رشد كردند ؛ از الترناتيو هاى متعددى سود
جستند؛؛ قبل از هر جيز با سركوب نيروهاى ملى و چپ كه رژيم شاه ان را قاطعانه
دنبال مى كرد؛ ميدان عمل دينى را فراخ تر مى كرد و از طرف ديگر نظام با ايجاد
بى وفقه حسينيه ها و مساجد متعدد سعى در كشاندن جوانان شهرى از حيطه سلطه
ايدئولوژى ماركسيستى كه سايه خود را بر جامعه شهرى مى گستراند ؛ و با تكيه بر
تاريخ 70 ساله خود در ايران كه بخصوص از انقلاب مشروطه و با تاثير پذيرى ان از
انقلاب اكتبر روسيه كه در تاروبود حركت هاى چپ گرايانه رسوخ كرده بود؛؛ به داخل
مساجد هُل مى داد و با تزريق مذهب سنتى و سلطنتى به قشر جوان، مانع از گرويدن
انان به طرف تفكر ماركسيستى مى شد؛؛ حتى بودجه حوزه علميه قم و ديگرامكانات
دينى را دو برابر كرد ؛؛ بى خبر از انكه جبهه جديدى را عليه خود مى گشود؛ كه
بسيار قدرتمند تر و مردمى پسند تر بود.
طبعا هر عصيان مدنى دلايل علمى و اجتماعى خود را دارد؛ كه با موشكافى روند
تحولات اجتماعى و اقتصادى؛ و تقابل منافع گروههاى توليدى و غير توليدى و دفاع
هر يك از انها از منافع خود ؛ تبديل به برخورد و عصيان هايى مى شود ؛ كه بسته
به بيشرفت جامعه از نظر اقتصادى و فرهنگى و وجود يا عدم وجود ساختارهاى
دمكراتيك و قبل از همه مستقل بودن قوه قضايى؛؛ شكل يا ماهيت عصيان هاى مدنى را
تشكيل مى دهد.
از انجا كه دين در قلوب خلق ها از جاى گزينى خاصى برخوردار است؛ به سرعت تبديل
به يك نيروى بالقوه مادى مخالف رژيم سلطنتى شد؛ ذكر اين مورد ضرورى است كه
فقدان ازادى و عدم وجود اقتدار روابط دمكراتيك در اجتماع ايران ان زمان و تا به
حال؛ يكى از عوامل رشد جنبش هاى مذهبى نه تنها در مملكت ايران بلكه در بقيه
ممالك اسلامى است؛؛ زيرا توده عامى جهت مخالفت خود با سيستم ظالم حاكم بديل
ديگرى جزء دين؛؛ اين نيرويى كه در قلوب توده ها جا دارد و در روابط روزمره
زندگی با ان رشد كرده اند؛ و بلطبع بازوى اعتراضى مردم خواهد شد.
در اين عرصه عصيان ؛ ناسيوناليست ها و حاميان نظام شاه و طرفداران نژاد برتر و
زبان برتر هم از فرصت بوجود امده كه جو عمومى بر عليه نظام و ولايت فقيه است؛
با مطرح كردن تئورى افراطى نژادى و ضد مذهبى ؛ تلاش در به حقانيت نشاندن تئورى
و جايگاه خود دارند؛ و در اين اشفته بازار منكر هر نوع ملت و قوميت غير فارس و
در نهايت منكر تنوع فرهنگى ـ زبانى ـ و مذهبى مىشوند؛ و عصيان مدنى خود را به
حكم ايدئولوژى ان متوجه دين و راه برون رفت از اين مخمصه را بازگشت به هويت
ايرانى ( فارس ) مى دانند؛ زيرا چنانكه ذكر شد معتقد به تنوع ملى و فرهنگى
نيستند.
در هر زمان و هر مكانى معمولا عصيان مدنى محصول تنش و تصادم نيروهاى بالقوه
اجتماعى ؛به خصوص در شهرها؛ به خاطر خواست بيشترو تاثير گذارى در قدرت و
يا تعميق برابرى و حقوق اجتماعى است, با رشد شهرها كه ناشى از رشد صنعتى و
روابط تجارى است؛ قشر بورژوازى كوچك و نمايندگان انان يعنى بروكراتها و تكنو
كراتها طالب ازادى عمل بيشترى در حوزه قلم ميشوند؛ و چنانكه پيشرفت ساختارهاى
دمكراتيك همراه با پيشرفت هاى مجموعه اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى نباشد؛ تناقص
ها و نارضايتى جامعه ؛ حدت و شدت خود را در مرحله
اول معمولا در سانسور و شكستن قلم ها بروز مى دهد.
عصيان مدبى جزئى لاينفك از جنبش درونى خلق ها و اقشا ر روشنفكر و پوياى جامعه
است؛ كه دير يا زود مبارزه خود را بر حسب شرايط اجتماعى داخلى مملكت و خواست
جهانى گسترش و منطبق خواهند كرد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تصويب
قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل متحد برعليه ملت ستمديده بلوچ!
یکشنبه، 29 بهمن ماه
1385 برابر با 2007 Sunday 18 February
امیربلوچ
پس از انفجار اتوبوس حامل تنی چند از جنايتکاران سپاه پاسداران در زاهدان که
روز چهارشنبه هفته گذشته اتفاق افتاد، رژيم آخوندها به ديپلماسی متوسل شد و با
پشتوانه روسيه، موفق به تصويب قطعنامه ای در شورای امنيت سازمان ملل متحد گشت
که در آن مبارزه بلوچها محکوم و اما در آن هيچ اشاره ای به ظلم و اجحاف و ستم
رژيم فاشيستی ايران بر عليه مردم بلوچ نشده است.
سازمان ملل متحد که اساساً ميبايست از حقوق ملتهای ستمديده حمايت و پشتيبانی
نمايد، عملاً جانب دشمنان ملت بلوچ و کسانی را گرفت که دستشان تا مرفق به خون
مردم بیدفاع بلوچ آغشته است. در پی آن اتحادیه اروپا نیز به انجام عمل مشابهی
پرداخت.
سازمان ملل متحد با چنين اقدامی، وجهه خويش را در بين مردم بلوچ پائين آورد.
نيروهای مدافع حقوق بشر، به جای پشتيبانی از جلادانی که فقط طی سال گذشته صدها
نفر از جوانان بيگناه بلوچ را در معابر عمومی حلق آويز و يا در درگيريها از پای
درآوردند، میبايست از ملت بلوچ حمايت بعمل می آوردند و جنايات رژيم تهران یعنی
رژیمی را که اصلاً اعتقادی به سازمان ملل و شورای امنیت آن و مصوبه هایش ندارد،
قاطعانه محکوم ميکردند.
مبارزه مسالمت آميز خواست هر بلوچی است که در بلوچستان زندگی ميکند. هيچکس عاشق
اسلحه نيست و نمی خواهد تا بکشد و يا کشته شود. هر بلوچی آرزو دارد تا بطور
طبيعی رشد کند، به تحصيل بپردازد و نهايتاً به مردم و سرزمين خود خدمت نمايد.
اما تمامی اين امکانات را از ملت بلوچ و جوانانش سلب کرده و هيچ راهی برايش
باقی نگذاشته اند، مگراينکه سلاح بدست گيرد و جهت بقای خود وهويت ملی اش مبارزه
کند.
سازمان ملل متحد در اسرع وقت از به هلاکت رسيدن اين مزدوران مطلع شد و عکس
العمل نشان داد. ولی صدای آه و ناله زنان، کودکان و پير مردان بلوچ را که
جگرگوشگان خويش را توسط همين جانيان از دست داده بودند، نشنید و قطعنامه صادر
نکرد، زیرا بلوچها نه صلاح هسته ای دارند و نه از حمایت حکومتهائی همانند روس و
آمریکا برخودارند.
از سوی ديگر، تصويب قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل متحد بر عليه ملت ستمديده
بلوچ، ضعف نيروهای سياسی بلوچ را به نمائش گذاشت. احزاب و سازمانهای سياسی و
نيروهای مستقل ملی که بخصوص در اروپا و آمريکا زندگی ميکنند، وظيفه بس خطيری در
اين رابطه بر عهده دارند. اين قطعنامه نشان داد که بلوچها در تبليغات خارجی،
تماسها و مطرح نمودن خواسته های ملی ملت بلوچ موفق نبوده اند و بايد نيروی
بيشتری صرف آن کنند.
برتمامی بلوچهاست که با سازمان
ملل و سایر نهادهای طرفدار حقوق بشر تماس گرفته و جنایات رژیم در بلوچستان را
بیش از پیش افشا سازند.
امیربلوچ
۲۸ بهمن ماه ۱۳۸۵
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
باز هم
استکبار جهانی!!!
delavar32.blogfa.com
مناظره رفسنجانی که در دوره
ریاست جمهوریش صدها عالم و اندیشمند سنی ترور و شهید شدند و مساجد اهلسنت منهدم
و تخریب شدند و مسجد مکی گلوله بارن گردید با دکتر قرضاوی واقعا شنیدنی بود
رفسنجانی به جای پاسخ دادن به اعتراضات قرضاوی فقط میگفت : اینها همه توطئه
استکبار جهانی میباشد !!
یعنی چی؟
تخریب مساجد در ایران و کشتن مردم بیگناه و اعدام جوانان اهلسنت و ندادن حقوق
اهلسنت و ترور علمای اهلسنت توطئه استکبار جهانیست البته اجرا کننده این توطئه
رژیم آخوندها می باشد !!
اسلحه دادن به جیش مهدی در عراق و برنامه انتقام از اهلسنت آنجا و کشتن هر دختر
و پسری که نامش عایشه و ابوبکر و عمر و عثمان باشد و تصرف مساجد اهلسنت و تبدیل
نمودن انها به حسینیه و شعله ور نمودن جنگ مذهبی بین شیعه و سنی و مسلح نمودن
جیش جنایتکار مهدی که جز کشتار سنیان دیگر وظیفه ای ندارد و پناه دادن به اعضای
جیش بعد از جنایت در ایران همه و همه نقشه استکبار جهانیست که توسط سپاه
پاسداران انقلاب به اجرا گذاشته می شود!!
اینکه اجازه ساختن یک مسجد در تهران نمیدهند از خودشان نیست استکبار جهانی
دستور داده که به اهلسنت اجازه ساختن مسجد در تهران ندهید ورنه قطعنامه علیه
جمهوری فاشیستی صادر خواهیم کرد!!
البته فکر نکنم قرضاوی با تقیه ها و دروغهای رفسنجانی فریب بخوره و فکر کند
واقعا رژیم دل برای اسلام و مسلمانان می سوزاند!!
ابو عایشه
نقل از وبلاگ مبارزان
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آری
اینجا زادگاه دادشاه و رحیم است
پنجشنبه، 3 اسفند ماه
1385 برابر با 2007-02-22
بگذار تا بگریم چون ابر در
بهاران
کزسنگ ناله خیزدروزوداع یاران
نمیدانم این بلایی زمینیست و
یا اسمانی که بر سرمان طنین انداز شده، آیا حقمان این است که مردانمان بر سردار
و زنان داغدار و طفلان معصوم یتیم شوند و گرسنه شب را به صبح برسانند .نمیدانم
شایدهم این حقشان است که پدرانشان از لحظه تولد تا لحظه مرگ با شیطان زمانه
رودرو باشند و با او بجنگند و چوبه دار را به زندگی بی شرمانه ترجیح دهند ،آری
ستیز باشیطان زیباست اما نمیتوان داغ مادران و عزای نو عروسان و یتیم شدن طفلان
را زیبا جلوه داد و نام زیبایی را بر آن نهاد .
میگویند : قانون جنگل، آری
جنگل قانون دارد اما اینجا از قانون خبری نیست ، میگویند حیوان وقتی گرسنه
میشود دیگری را میکشد و میخورد تا گرسنگی اش رفع شود آری این قانون جنگل است .
اما اینجا جنگل نیست ،اینجا زادگاه شیر مردان و شیر زنان است ،آری اینجا زادگاه
دادشاه و رحیم است ،اینجا بلوچستان من است که طعمه جلادّانی چون نکونام بدنام
شده است .
فرستنده: بلوچ از مکران
|