|
حزب مردم بلوچستان Balochistan People’s Party بلوچستانءِ اُستمانءِ گــَل |
||
|
شنبه، 27 خرداد ماه 1385 برابر با 2006-06-17 چند گزارش
کوتاہ از بلوچستان جدیدا رژیم فاسد و شکست خوردہ ایران از بیکاری و تنگ دستی بعضی از جوانان بلوچ سوء استفادہ کردہ، و آنھا را با ترفندھای پست خود، شیعہ و بسیجی میکند. (حداقل دو مورد از این عمل زشت را میتوان نام برد. جوانی بود بہ نام عمر درازھی، نام و فامیل او عوض شدہ ـ شخص دیگری بنام فرھاد اھل یکی از روستاھای سرباز با پرداخت پول و دادن یک خانم فارس شیعہ و بسیجی شدہ) . رژیم جنایتکار بہ این اندیشہ است کہ شاید بتواند از این طریق ھویت بلوچھا را نابود کند و یا استفادہ از چھار تا جوان کہ ھرگز این آرزوی تھران برآوردہ نمیشود، امنیت بیاورد یا مقابل چریکھای بلوچ قرار بدھد!!! در صورتی کہ ھیچ جوانان بلوچ و سنی مذھبی حق خدمت کردن بعنوان کادر رسمی در ارگانھایی مانند ارتش، نیروی انتظامی و پلیس را ندارند. حال تھران این را ھم بداند کہ
آن جوان شانزدہ سالہ ای بلوچ کہ بعنوان بسیج از او استفادہ میشود، ھرگز بہ رژیم
وفادار نخواھند شد، حتی افرادی کہ آنھا فکر میکنند کہ مورد اطمینان آنھا ھستند،
شیعہ شدہ و در وزارت اطلاعات کار می کنند. یکی از پاسداران جنایتکار کہ در زمان شاہ بہ زاھدان تبعید شدہ، چند روز پیش بہ زنان یکی از طایفہ ھای بلوچ توھین کردہ. آقای ع یکی از سرشناسان این طایفہ از این خبر مطلع میشود و برای پاسدار نجس تلفن میکند و قضیہ توھین را از او میپرسد، گویا پاسدار بی شرم با کمال وقاحت بجای معزرت خواھی دست بہ تھدید میزند. آقای ع بہ چندتا از جوانان خود دستور میدھد تا پاسدار نجس را ادب کنند.خلاصہ چندتا جوانان جمع میشوند و کتک مفصلی بہ پسر پاسدار می زنند و فرار میکنند ـ مامورین پست جمھوری اسلامی برای دستگیری آنھا بہ منزل آنھا می روند ـ گویا مردی در خانہ نبودہ، یکی از خانم ھا درب را بروی آنھا باز می کند ـ تا مامورین را می بیند، میفھمد کہ برای دستگيری برادر و برادرزادہ او آمدہ اند، برمیگردد بہ آنھا می گوید ھیچ مردی در خانہ نیست و من از مکان آنھا خبری ندارم، ولی از شما خواھش میکنم، آنھا را ببخشید جوان بودندہ اند ـ یکی از مامورین گویا رئیس آن گروہ بودہ، پس از چند لحظہ سکوت در جواب بہ خانم می گوید اگر شما تا کلانتری ھمراہ ما بیایید کاری می کنیم کہ پروندہ از ھمین جا بستہ شود، در غیر اینصورت جرم آدم ربایی میزنیم بہ گردنشان و کاری میکنیم کہ برای ھمیشہ در گوشہ زندان آب خنک بخورند ـ خانم گ با عصباینیت بہ آنھا میگوید بروید گم شوید و با ضربہ ای محکم درب را می بندد. ظاھرا قضیہ با پرداخت رشوہ تمام میشود ـ اما این گزارشھای گویای پستی و نجاست رژیم جنایتکار ایران است کہ مردم بلوچ روزانہ در بلوچستان با آنھا دست و پنجہ نرم میکنند. بلوچھا ھرگز نہ مذھبی بودہ اند و نہ مانند ھمسایگان خود، افغانھا و غیرہ صورتشان را پوشاندہ یا می پوشانند ـ اما در جامعہ بلوچ زن احترام و جایگاہ خاص خود را داشتہ و دارد ـ در جنگھای طایفہ ای بارہ ھا پیش آمدہ کہ زن بعنوان عامل صلح عمل کردہ ـ حتی اگر شخصی برای کشتن قاتل برادر یا پدر خود رفتہ ولی حضور زن یا کودکی را متوجہ شدہ از کشتن قاتل پدر خود ھم صرف احترام آن زن یا کودک، آن روز منصرف شدہ ـ اما امروزہ مامورین پست گجر گستاخانہ بہ زانان بلوچ بدترین توھین ھا را میکنند. ((انسان بمیرد باکی نیست، ولی
وای بر روزی کہ ضمیر انسان بمیرد!)) مرکز اطلاع رسانی: |